۱۴ دی ۱۳۸۸

فیلم‌برداری فیلم جدید علیرضا امینی روزهای پایانی خود را سپری می‌کند

یک روز در پشت صحنه «هفت دقیقه تا پاییز» + مصاحبه با کارگردان

اعتماد ـ برای عبور یک پا در فیلم افراد زیادی مشغول کار هستند در پشت و جلوی دوربین. و ما این بار از عبور همین یک پا برایتان گزارش دادیم. فقط برای اینکه یادمان بیاید سینما کار سختی است و ما چقدر آسان از این سختی می‌گذریم....

هلیا آبادی:  همه می‌دانیم فیلم‌سازی کار سختی است. اما شاید ندانیم چقدر سخت. فیلم‌های پشت صحنه را که اگر فرصت کنیم ببینیم این سختی را بیشتر و از نزدیک حس می‌کنیم. تا آنها را نبینیم نمی‌توانیم قبول کنیم که حتی انداختن یک ماهی در یک چاه چقدر زمان می‌برد. تا آنها را نبینیم باورمان نمی‌شود عبور یک مگس در لنز چقدر مشکل است. البته این در مورد تمام فیلم ها نیست، این درباره برخی فیلم‌ها است و کارگردانان باریک بین. اما این نکته در همه فیلم‌ها مطرح است؛ همان نکته‌یی که بارها و بارها فراموش کرده‌ایم. حتی برای عبور یک پا در فیلم افراد زیادی مشغول کار هستند در پشت و جلوی دوربین. و ما این بار از عبور همین یک پا برایتان گزارش دادیم. فقط برای اینکه یادمان بیاید سینما کار سختی است و ما چقدر آسان از این سختی می‌گذریم.

میدان کلانتری - یوسف‌آباد

یکی از روزهای آخر پاییز. ماشین بزرگ فیلم‌برداری سر یکی از کوچه‌ها ایستاده است. طبقه دوم یک خانه. همه در حال حرکت و این طرف و آن طرف رفتن. شبیه آماده شدن برای یک مراسم تولد است. این گوشه و آن گوشه بادکنک است و از آویزها تزیینی برای جشن. تابلوهای مدرن در گوشه و کنار خانه است. رنگ دیوارها تیره. آفتاب در حال غروب است و روز در حال خداحافظی. عوامل در حال حرکت هستند. این طرف و آن طرف می‌روند. از جابه‌جایی دوربین تا تمیز کردن خاک‌های روی زمین و آینه. یک پارچه سیاه می‌شود زیرانداز فیلم‌بردار. حصیر جلوی ورودی در جابه‌جا می‌شود.

 بادکنک‌ها تنظیم می‌شوند و یکی از آن‌ها باید سر جایش بایستد در گوشه مبل. چسب به کمک می‌آید. چمدان آن گوشه است. باید یک جوری در صحنه باشد. پرده تنظیم می‌شود. هدیه تهرانی را صدا می‌کنند. او که این روزها مدام اسمش در مطبوعات شنیده می‌شود؛ به خاطر نمایشگاه عکس «آبان‌گاه». حتی مشایی مشاور ارشد احمدی‌نژاد و وزیر فرهنگ به دیدن آن رفته‌اند.

هدیه تهرانی می‌آید بالا. سرما است و همه یا در حال کار هستند یا می‌لرزند. او در گوشه‌یی می‌ایستد. ساده پوشیده است شبیه همان لباس‌های افتتاحیه نمایشگاهش. همان لباس فیلم است. سوپراستارها در ایران قرار نیست آورندگان مد باشند. می‌ایستد منتظر. چند نکته به علیرضا امینی می‌گوید؛ نکته های ریز.

صحنه آماده شده است. در عرض مدت کمی آن صحنه و فضای شلوغ و پلوغ تبدیل شده است به یک اتاق آماده برگزاری جشن. اما هنوز کامل نیست. پروژکتورها و نورها تنظیم می‌شود. نورها صحنه را روشن می‌کند. سیم‌هایی که دیده می‌شوند، لکه‌هایی که گوشه و کنار هستند همه گرفته می‌شوند. نگاه فیلم‌بردار از دوربین تنظیم می‌شود. کارگردان هم پشت دوربین می‌آید. همه چیز تایید می‌شود. حالا نوبت به یک تمرین کوتاه می‌رسد.

حتی جای پونز هم مشخص می‌شود؛ شکل پونز که کجا قرار گیرد رو به بالا که کاملاً در لنز دوربین باشد. قرار است فقط پاهای بازیگر در فیلم باشد. شال او هم طبق نظر منشی صحنه تغییر می‌کند تا مثل صحنه قبل باشد. امتحانی مسیر را می‌رود، نکته دیگری به نظر می‌رسد. طراح لباس وارد عمل می‌شود. همه آماده می‌شوند تا نکته‌های آخر چک شود. بازیگر حرکت می‌کند. پایش به پونزهای ریخته شده می‌خورد و می‌افتد، می‌گوید؛ «وای نیما».

 اتوبان، حامد بهداد، استراحت، جشن بخش‌های دیگر فیلم «هفت دقیقه تا پاییز» است که این روزها ساخته می‌شود.

 



گفت‌وگو با علیرضا امینی کارگردان «هفت دقیقه تا پاییز»

محمد تاجیک

علیرضا امینی با فیلم‌های متفاوتش مشهور شد. با «نامه‌های باد» و «دانه‌های ریز برف» او جوایز متعددی را گرفت و در دنیا شناخته شد. اما فیلم‌هایش و خودش به شهرت حضور جهانی‌اش نبود. در آخرین گام‌ها به سراغ بازیگران شناخته شده‌تر رفت مانند «هانیه توسلی» اما فیلم «زمان می‌ایستد» توقیف شد و ماند برای سال‌های بعد. فیلم بعدی را ساخت؛ «استشهادی برای خدا».در این فیلم «جمشید هاشم‌پور» و «محسن تنابنده» بازی می‌کنند. حالا دیگر با حضور «هدیه تهرانی» تمام راه‌ها به سوی اکران فیلم جدیدش باز است. فیلم‌نامه خوب و بازیگران خوب هیچ شکی برای موفقیت در اکران و استقبال مردم نمی‌گذارد. با او درباره این فیلم صحبت کردیم.

---

-آقای امینی، مثل اینکه قرار بود این فیلم‌نامه با تهیه‌کننده دیگری ساخته شود؟

بله، ما مدتی در پیش تولید فیلم قرار داشتیم ولی به دلیل مسائلی چون سرمایه‌گذار منتفی شد ولی آقای ساداتیان لطف کردند و پروژه را راه انداختند و ما کار را شروع کردیم.

-مشکل سرمایه‌گذار چه بود؟

ما وقتی که می‌خواستیم به مرحله تولید برسیم سرمایه گذار نتوانست بودجه لازم را تزریق کند.

-چه شد که آقای ساداتیان فیلم‌نامه را قبول کرد؟

فیلم‌نامه را دوست داشتند و لطف کردند...

-فیلم‌نامه را شما کی برای اولین‌بار خواندید؟

بیشتر یک طرح بود تا یک فیلم‌نامه نوشته شده. به مرور نیز محسن تنابنده هم به گروه اضافه شد، با مشورت بچه‌ها فیلم‌نامه عوض شده و بازنویسی از صفر شروع شده و با در نظر گرفتن نظرات دیگران فیلم‌نامه کامل شد.

-پس نویسنده فیلم‌نامه شما و آقای تنابنده هستید؟

باید اینجوری بگویم که طرح متعلق به من است ولی فیلم‌نامه را محسن تنابنده نوشت.

-ویژگی‌های فیلم‌نامه چه بود. به نظر می رسد خیلی‌ها تحت تاثیر آن قرار گرفتند.

اولاً «هفت دقیقه تا پاییز» در ژانر اجتماعی قرار می‌گیرد و ساختاری که برایش در این فیلمنامه در نظر گرفته شده و اتفاقاتی که در فیلمنامه روی می‌دهد یک مقدار خاص است اما الان فضایی که فیلم‌برداری می‌شود کاملاً واقعی است، اتفاقات در فضایی کاملاً رئال رخ می‌دهد و ویژگی پیچیده‌یی ندارد. البته تکنیک فیلم‌نامه‌نویسی و بعد حوادث و اتفاقاتی که می‌افتد همه یک مقدار خاص هستند. همین طور روابطی که وجود دارد یک مقدار فیلم را خاص کرده است.

-پس کارگردانی هم یک مقدار خاص باید باشد.

خب طبیعتاً در هر فیلم‌نامه‌یی شما باید متناسب با آن موضوع و فیلم‌نامه ساختاری را انتخاب کنید.

طبیعتاً فیلم‌های قبلی من هر کدام ساختار خاص خود را داشتند. مثلاً فیلم «نامه‌های باد» به خاطر قضیه پادگان و موضوع فیلم یک ساختاری داشت و دانه‌های ریز برف یک جور دیگر بود. فیلم «زمان می‌ایستد» نیز با توجه به این‌که یک فیلم تک پرسوناژی بود یا فیلم «استشهادی برای خدا» هم ساختار دیگری داشت. باید گفت در واقع این فیلم‌نامه است که می‌گوید با چه ساختاری یک فیلم باید ساخته شود. اینکه ساختار و محتوا موازی هم جلو بروند و یکی از دیگری جلو نزند.

-به نظر می‌رسد شما با استفاده از همان تجربه‌هایی که در فیلم‌هایی مثل «نامه‌های باد» کسب کردید به تجربیاتی دست پیدا کردید که در فیلم «هفت دقیقه تا پاییز» مورد استفاده قرار می‌دهید؟

بله صددرصد، در فیلم‌های تجربی شما در ساختار جدیدتری خودت را محک می‌زنی. نقایص و معایب و مزایا را متوجه می‌شوی و نهایتاً وقتی می‌خواهی فیلمی با یک موضوع داستانی و با یک فیلم‌نامه متفاوت و با یکسری بازیگر و یک ساختار اجتماعی بسازی، طبیعتاً آن تجربه حالا به کمکت می‌آید.

-من نهایتاً امیدوارم اگر فیلم در جشنواره فیلم فجر نمایش داده شود این تغییر در ساختار و فرم را ببینیم.

من معتقدم سینمای تجربی، به شما ساختار جدیدی می‌دهد. بالاخره باید تجربه کرد، این ساختارها و تفاوت‌ها باید تجربه شود. این ساختار وقتی با هزینه و فیلم‌نامه مناسب و حضور بازیگران چهره همراه باشد به کمک این نوع سینما می‌آید.

-این بار شما سراغ بازیگران چهره رفتید، چه فرقی داشت؟

خیلی راحت بود. من تجربه همکاری با بازیگران چهره را داشته‌ام. در فیلم‌های قبلی‌ام سابقه همکاری با خانم توسلی و آقای تنابنده و هاشم‌پور را داشتم. همه این تجربیات در این فیلم به کمکم آمده است و هیچ مشکلی با بازیگران ندارم. هر چهار بازیگر این فیلم حرفه‌یی‌اند. به راحتی جلو می‌رویم و ذهنم آزاد است.

-از حالا به نظر می‌رسد استقبال زیادی از فیلم شود، شما هم همین‌طور فکر می‌کنید؟

بله من فکر می‌کنم استقبال مناسبی شود اولاً به خاطر انتخاب موضوع و دیگری استفاده از چهره‌های سینمایی.

-برای جشنواره آماده می‌شود؟

تلاش می‌کنیم به جشنواره برسد.

نظرات کاربران (۲)

شما هم نظر دهيد comment
  • یه سر به سایت http://www.whopopular.com بزنید وبه محبوب ترین ها رای بدید...

    vessal (۱۹ دی ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۲۴)
  • bayad filme jalebi bashe mamnoon faghat in whopopular ke filtere!!!!!!!!!!!!1

    تارا (۲۷ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۳۷)
نظر شما:
نام:* ايميل:* وب‌سايت:
*وارد کردن نام و ايميل برای فرستادن نظر لازم است
لطفاً مختصر و درباره‌ی موضوع بنويسيد. نظرات پس از تاييد مدير سايت منتشر می‌شوند.