۲۳ بهمن ۱۳۸۹

گزارش نشست فیلم « آلزایمر »

معتمدی: باید به سینمای دینی نزدیك شویم

۳۰نما ـ «احمدرضا معتمدی» گفت: ما در فیلم «آلزایمر» ادعای فیلم دینی یا سینمای دینی نداریم. برای رسیدن به سینمای دینی باید تلاش کرد، تجربه و هزینه کرد. ما صرفا با انتخاب قصه قرآنی به فیلم دینی نمی‌رسیم.

«احمدرضا معتمدی» گفت: ما در فیلم «آلزایمر» ادعای فیلم دینی یا سینمای دینی نداریم. برای رسیدن به سینمای دینی باید تلاش کرد، تجربه و هزینه کرد. ما صرفا با انتخاب قصه قرآنی به فیلم دینی نمی‌رسیم. به گزارش سایت 30نما و به نقل از ستاد خبری بیست و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، نشست فیلم سینمایی «آلزایمر» به کارگردانی احمدرضا معتمدی با حضور این کارگردان، علی لقمانی (مدیرفیلمبرداری)، فرامرز هوتهم (تدوینگر)، سعید ملکان (طراح چهره پردازی)، داود فتحعلی بیگی، مهدی هاشمی و مهران احمدی به مدیریت عباس بابویهی برگزار شد. در این نشست ابتدا بابویهی به ارزش‌های فیلم اشاره کرد و گفت: در فیلم مفاهیم بسیاری از جمله مفاهیم ارزشی، دینی، اجتماعی، فلسفی دیده می‌شود. در این سعی شده ارزش‌های اصیل و واقعی از باورهای غلط تمیز داده شود. وی در ادامه گفت: فیلم تکیه فراوانی به ایمان در وجود انسان‌ها و دستاوردهای شایسته‌ای که انسان‌ها با اعتقاد و ایمان کسب می‌کند، مطرح می‌شود. ایمان سرمنشاء و مبدا خوبی‌ها و دستاورهای خوب بشری است. در ادامه نشست «احمدرضا معتمدی» به سینمای ارزشی، دینی اشاره کرد و گفت: باید در ارتباط با سینمای ارزشی، فکری، فلسفی، معناگرا و حقیقی و... صحبت کنم. این روزها با اسم‌های بسیاری مواجه هستیم که به عقیده من ما با این اسامی به معنا نمی‌رسیم باید به یک اشکال که این روزها با آن در سینمای ایران مواجه هستیم اشاره کنم، با انتخاب مضمون دینی ما به سینمای دینی نمی‌رسیم. ما باید به ساختار برسیم. ساختار، چگونگی و ارایه محتوا در یک فرم است. هنر اصالتاً فرم است، ما وقتی در سالن سینما هستیم با صدا، رنگ و نور مواجهیم باید با این فرم محتوا را ارایه دهیم. این که چگونه محتوا را در فرم بریزیم قفل ناگشوده سینمای ایران است. وی در ادامه گفت: سینما از غرب آمده اما ریشه‌های شرقی نیز داشته است، هنر تخیل توسط بنیاد سینمایی فارابی ارایه شد و او بود که فلسفه خیال را مطرح کرد. ما در فیلم ادعای فیلم دینی یا سینمای دینی نداریم برای رسیدن به سینمای دینی باید تلاش کرد، تجربه و هزینه کرد. ما با صرفا انتخاب قصه قرآنی به فیلم دینی نمی‌رسیم. عضو هیات علمی دانشکده صدا و سیما در ادامه به منطق داستانی فیلم اشاره کرد و گفت: وقتی با یک ایده اجتماعی، سیاسی، فلسفی یا... مواجه هستیم باید این ایده را به نحوی در مضمون داستانی عرضه کنیم. ساختار داستانی نیاز به تعلیق، کشمکش، کنش و عناصر مختلف دارد که با عنوان منطق داستانی باید ترجمه شود. کار بسیار پیچیده‌ای است، من تعجب می‌کنم دوستانی ظرف مدت کوتاهی فیلمنامه می‌نویسند من به شخصه سه یا چهار سال روی یک فیلمنامه کار می‌کنم. قبل از حضور مهدی هاشمی در جلسه، از گلاب آدینه دعوت شد تا به روی صحنه برود، وی گفت: من فیلم را دوبار دیدم و هر دوبار از فیلم بسیار لذت بردم. یکی از معدود فیلم‌های سینمای ایران بود که قصه‌ای راجع به باور و ناباوری را روایت می‌کند. جدال میان دو طرز تفکر که در طول تاریخ مطرح بوده است، تضاد و تقابل بین ایمان و عقل که تقابل آنها بسیار زیبا در فیلم به تصویر کشیده شده است. هاشمی: خودم را در اختیار سلیقه و افکار معتمدی قرار دادم در ادامه جلسه مهدی هاشمی به شیوه بازی اش در فیلم اشاره کرد و گفت: من فیلم را خیلی دوست دارم. بهترین روزها را با دوستان در این فیلم گذراندم. در فیلم‌های واقع‌گرا اکثراً بازیگران و عوامل به سمت روایتی مستندگونه و زندگی معمولی هدایت می‌شوند. اما نگاه آقای معتمدی که خودشان مولف فلسفه هستند در این فیلم متفاوت بود. نقش مردی را بازی کردم که در تصادف بخشی از حافظه‌اش را از دست داده و موافق همه چیز است، عشق، زندگی و از هرچیزی استقبال می‌کند. سختی کار در مفاهیم فلسفی بود که در قالب آدم‌ها نوشته شده بود و باید برای مخاطب قابل باور می‌شد. وی در ادامه گفت: من امسال چهار فیلم در جشنواره فیلم فجر دارم من بازیگر، خود را در اختیار روحیه و سلیقه کارگردان قرار می‌دهم. آقای معتمدی، روحیه فلسفی خاصی داشت و در لحظه لحظه فیلم کجی‌های کار ما را درست می‌کردند چون افکار و سلیقه‌شان با خودشان یکدست بود و مرا نیز در راستای سلیقه خود هدایت می‌کردند. معتمدی در ادامه به لایه دوم فیلم خود اشاره کرد و گفت: لایه دوم فیلم به دنبال طرح مفهوم ایمان است. در تاریخ فلسفه سوال می‌شود که ایمان چیست؟ ما در لایه اول فیلم داستانی را تعریف می‌کنیم یک ملودرام عاشقانه در موقعیتی طنز طرح می‌شود اما در لایه دوم فیلم پیام‌ها مطرح می‌شود که مفاهیم ایمان است. پالس‌های مختلف منفی و مثبت از شخصیت‌های مختلف به مخاطب القاء می‌شود با ارایه جاسوئیچی که عکس سوخته مرد و همسرش در آن است، یا جواب منفی آزمایش و... من در فیلم سعی کردم آزمون ایمان را به مخاطب بسپارم. ایمان چیست؟ جنگ میان ایمان و علم در طول رنسانس وجود داشته و در زندگی معاصر علم تجربی و کمیت‌گرا وجود دارد که متاسفانه ایمان را جارو کرده است. ایمان موضوع علم حضور است و آن را نباید به حوزه تجربی وارد کنیم. احمدی: تماشاچی تا انتها با فیلم همراه است «مهران احمدی» در ادامه نشست به شیوه بازی در فیلم اشاره کرد و گفت: فیلم را به شدت دوست دارم و مفهوم بالایی که در ظرف ساده‌ای ریخته شده و بدون ادا و اطوار مرسوم فیلم‌های گیشه و تجاری قصه فیلم بیان می‌شود و تماشاچی را تا انتها با خود همراه می‌کند. آقای معتمدی در حوزه هنر و سینما به پختگی رسیده و به نظرم بحث فلسفه و ایمان در فیلم به وضوح دیده می‌شود و شخصیتی که من آن را ایفا کردم بی‌منطقی در آن ریشه دارد، یک انسان لجباز و بی‌منطق که لحظه‌ای حاضر نیست از زندگی روزمره خود فاصله بگیرد و آن را رها کند و در مقابل ایمان و باور زن مقاومت می‌کند. «داود فتحعلی‌بیگی» در ادامه جلسه به فلسفه جاری در فیلم اشاره کرد و گفت: قصه‌های مولوی را خوانده‌اید. قصه‌هایی که بسیار ساده و روان روایت می‌شود باید مفاهیم معنوی، دینی ، عرفانی در قالبی مطرحی شود که هر مخاطبی بتواند با آن ارتباط برقرار کند. مولوی برای ارایه عرفان از قصه‌های عامیانه بهره می‌برد باید فیلم پوسته‌های مختلف داشته باشد نباید مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی به شکل عجیب و غریب گفته شود، باید در لایه‌های مختلف مطرح شود که هرفرد با فراخور حال خود از آن بهره ببرد. «علی لقمانی» مدیر فیلمبرداری در پایان جلسه به نحوه فیلمبرداری این اثر اشاره کرد و گفت: بخشی از فیلمبرداری روایت داستان و کمک به انتقال محتوا است البته قرار نیست یک سری تصاویر خلق کنیم باید فیلمبردار در جهت افکار کارگردان قرار گیرد که من با نشست‌ها و جلسات متعددی که با آقای معتمدی داشتم سعی کردم به تفسیر آقای معتمدی نزدیک شوم و آنچه او می‌خواهد به تصویر درآورم.

نظرات کاربران (۰)

شما هم نظر دهيد comment
نظر شما:
نام:* ايميل:* وب‌سايت:
*وارد کردن نام و ايميل برای فرستادن نظر لازم است
لطفاً مختصر و درباره‌ی موضوع بنويسيد. نظرات پس از تاييد مدير سايت منتشر می‌شوند.