۱۱ فروردين ۱۳۸۸

بهاریه با چهره ها

سرطانی ها را می‌شناسم/ گپی کوتاه با احمد نجفی

۳۰نما ـ زمانی که صحبت های آقای ضرغامی دربرنامه "دوقدم مانده به صبح" را شنیدم، خیلی امیدوارتر شدم. چرا که نگاه شجاعانه، منطقی، درست و بسیار همدردانه ای با اهالی سینما داشت. خیلی خوشحال شدم؛ هرچند از قبل نسبت به ذهنیت ایشان در خصوص کارهای اجرایی آشنایی داشتم.

بار دیگر احمد نجفی و "کارآگاه علوی" و پرسوناژ آشنایی که به سادگی از خاطره جمعی مان پاک نمی شود. خاطرات زیادی از او داریم هم در "پناهنده" از رسول ملاقلی پور عزیز و به یادماندنی؛ هم در "گروهبان" و "دندان مار" مسعود کیمیایی و...اگر کمی بیشتر مرور کنیم ... می‌بینیم نجفی نه تنها با "کاراگاه علوی " خود را در تلویزیون تثبیت کرد بلکه بخشی از خاطرات تصویری ما  در سال های گذشته را شکل داده است. آقای نجفی سال نو شما مبارک.


* کارآگاه علوی و سال 87 :   نمی‌توانستم در شخصیت " کاراگاه علوی" که در میان مخاطبان تلویزیون شناخته شده بود تغییر خاصی بدهم، هر چند در سری جدید این مجموعه تغییرات جزیی برای این نقش اتفاق افتاد؛‌ بر همین اساس است که یک مقدار بدبین تر و عصبی تر به نظرمی آید . تصور می‌کنم این مقدار تفاوت لازم بود تا  اتفاق بهتری در کاربیفتد. به هر حال کاراگاهی که ما می شناسیم  به طور طبیعی و در چنین سن و سالی تغییرات زیادی نخواهد داشت. چون کاراکتر شناخته شده ای بود و نمی‌شد زیاد با کاراکتر او بازی کرد و یا تفاوتهای بیشتری را به نمایش گذاشت. البته سه مدل گریم در "کآراگاه علوی" روی چهره من قرار گرفت که در نهایت هیچکدام تاثیر چندانی روی بازی من نگذاشت.


* چیزی شبیه معجزه: سال گذشته در تله فیلم "چیزی شبیه معجزه"، از تولیدات مرکز سیما فیلم، نقش مصطفی یک بیمار سرطانی را بازی کردم که متفاوت ترین  نقش من طی این سالهاست و هنوز از تلویزیون پخش نشده است. سرطانی ها را می‌شناسم. اطلاعات عمومی‌ام راجع به آنها بد نیست. چون خیلی از نزدیکانم به این مرض دچار شده اند. درنتیجه نوع نگاه،  زندگی‌ و دردهایشان را از نزدیک دیده بودم. وبه همین علت مجموعاً حسن برزیده به عنوان کارگردان،  از بازی ام در این کار راضی بود.


* ضرغامی بودن:  زمانی که  صحبت های آقای ضرغامی دربرنامه "دوقدم مانده به صبح" را شنیدم، خیلی امیدوارتر شدم. چرا که  نگاه شجاعانه، منطقی، درست و بسیار همدردانه ای  با اهالی سینما داشت. خیلی خوشحال شدم؛ هرچند از قبل نسبت به  ذهنیت ایشان در خصوص کارهای اجرایی آشنایی داشتم. امیدوارم صدا و سیما هرچه بیشتر در راستای نظرات و مدیریت ایشان حرکت کند.


*"دا ":   سال 87 دو سه  کتاب مطالعه و تمام کردم. از این میان "دا" نوشته زهرا حسینی از جمله آثار ارزنده و از بهترین داستانهای دفاع مقدس است را بسیار پسندیدم ؛ اثری بسیار صمیمی  که جغرافیا را با درام آمیخته است. همچنین کتاب خاطرات محمد علی عمویی هم که برایم جذابیتهای خاصی داشت.


*سیما و سینما:در حال حاضر این دو تقریبا به هم نزدیک شده اند. پیشتر می‌گفتیم یک مدیوم بنام تلویزیون و یک مدیوم جدا بنام سینما وجود دارد.  البته هنوز هم  با هم تفاوتهایی دارند؛ اما به لحاظ بازیگری نمی‌توان تفاوت آنچنانی در آنها متصور شد؛  چرا که بازیگر باید کارش را در خدمت سناریو و کارگردان قرار دهد.  گروههایی که از سینما به  تلویزیون آمده اند، با همان شدتی که در سینما کار کرده اند در تلویزیون کارشان را پیاده می‌کنند و این جای امیدواری دارد. اما متأسفانه هنوز جوانان ما در تلویزیون نسبت به تکنیک سینما عقب هستند.


* تله تئاتر:   تله فیلم نباید تله تئاتر شود. متاسفانه بعضی از همکاران هم در متن و هم اجرا این اشتباه را انجام می‌دهند. باید بدانند تله فیلم فیلمی است که تنها با فرمت ویدئو گرفته می‌شود وحتی ممکن است تبدیل به سینمایی هم شود. پس باید نگاهشان، نگاه دقیقتری باشد.
* در سال 88 اتفاق می افتد:  ممکن است امسال در یک فیلم سینمایی و دو یا سه  تله فیلم کار کنم  که هنوز تصمیم قطعی در مورد آنها نگرفته ام.

نظرات کاربران (۰)

شما هم نظر دهيد comment
نظر شما:
نام:* ايميل:* وب‌سايت:
*وارد کردن نام و ايميل برای فرستادن نظر لازم است
لطفاً مختصر و درباره‌ی موضوع بنويسيد. نظرات پس از تاييد مدير سايت منتشر می‌شوند.