۱۱ فروردين ۱۳۸۸

بهاریه با چهره ها

از سال 87 راضی نبودم/ گپی کوتاه با حسن هدایت

۳۰نما ـ  از سال 87 راضی نبودم. کاراگاه علوی ایده ال من نیست؛ با این حال سعی کردم بخش آبرومندش حفظ شود و به هر حال به نتیجه برسد. اگر هم سیما فیلم از من انتقاد می کند و می گوید این سریالی نبود که ما می خواستیم حق دارند و اشکال از من بوده است که برخی عوامل را انتخاب کرده ام. این بدترین تجربه کاری من با برخی در این چند سال اخیر بود.

نمی‌دانم حسن هدایت چرا تا این حد تلخ اندیش شده است. هر چه از او پرسیدم با نگاهی منفی و حالتی واکنشی پاسخ داد. ناراحت بود. از سیما فیلم؛ از بلاتکلیفی هایش؛ از برنامه های طنز تلویزیون، از میرزاده عشقی و از احمد نجفی و کاراگاه علوی و خلاصه به گمانم نام هرکسی را می‌بردم محال بود دل پری نداشته باشد. خب حق دارد. کارهایش مانده و آنچه می‌خواسته تحقق نیافته است. امیدوارم سال جدید را با عصبانیت ادامه ندهد و روزگار به او مهر بورزد. آقای هدایت، از سایت که شکایتی ندارید.


*سال 87 و تاریخ معاصر : سال 87 قرار شد چند تله فیلم  با عنوان "بازیگران عصر جدید" را برای سیما فیلم کارگردانی کنم.   این مجموعه در خصوص شخصیتهای تاریخ معاصر است.


* کاراگاه علوی:   از سال 87 راضی نبودم. این سریال ایده ال من نیست؛  با این حال سعی کردم بخش آبرومندش حفظ شود و به هر حال به نتیجه برسد. اگر هم سیما فیلم از من انتقاد می کند و می گوید این سریالی نبود که ما می خواستیم حق دارند و اشکال از من بوده است که برخی عوامل  را انتخاب کرده ام. این بدترین تجربه کاری من با برخی در این چند سال اخیر بود.


*میرزاده عشقی:  شش ماه و نیم کلنجار می رفتم که بتوانم تله فیلم "میرزاده عشقی" را برای سیما فیلم بسازم. پروسه از سال گذشته شروع و در نهایت تا امسال ادامه پیدا کرد. شاید این پروژه را شروع  و یا همکاری با سیما فیلم را قطع کنم.


*سینما و سیما:  این دو هیچ تفاوتی ندارند. اینکه بعضی ها فکر می کنند، فیلم سینمایی تافته جدا بافته است و در تلویزیون باری به هرجهت کار می کنند؛ به نظر من آدمهای کوته فکری اند. تلویزیون اتفاقا مسوولیت سنگین تری، به خصوص در کشور ما دارد. خیلی از مدیران و تهیه کننده گان به این نکته توجه ندارند که مخاطب تلویزیون فوق العاده بیشتر و تاثیر گذاری آن افزونتر است؛ پس به ظرافت بیشتری برای ساخت نیاز دارد. خیلی ها با تفکر "نان دانی" به تلویزیون می آیند. کم بیننده ترین فیلم تلویزیون حداقل بیست میلیون را پای تلویزیون می آورد؛ در حالیکه سینما در بهترین حالت دو میلیون نفر بیننده دارد.


*تلویزیون و عید نوروز: برنامه های عید را که در تلویزیون می بینم غیر از چند فیلم فرنگی خوب، واقعا متاسف می شوم. برنامه ها خیلی بدتر از برنامه هایی است که ماه رمضان پخش شد. جالب اینکه اسمش را هم می گذارند طنز. اما لوس بازی و فضاحت و عجله در آن داد می زند.


*دغدغه ها: هنوز آثار کلاسیک را می بینم به دیدن فیلمهای جدید علاقه ای ندارم. مگر اینکه خاص و برای کارم جذابیت داشته باشد . چند روز پیش برای چندمین بار"ایرمای زیبا" بیلی وایدلر را دیدم.  آنقدر تر و تازه است و روابط انسانی را در قالب یک طنز شیرین و خوب طرح ریزی می‌کند وتا حدی فضا سازی گرم و شیرینی دارد که پس از شصت سال هنوز فیلمی  شاداب و سرزنده است. این گونه آثار نشان می دهد، گذر زمان یک اثر هنری را شاخص و ماندگار می کند.


*این روزها: با مرکز بوشهر صحبت کرده ام، دو پروژه سینمایی در دستور کارم است در خصوص وقایع اوایل جنگ. البته  مستقیم به جنگ ارتباطی ندارد بلکه تاثیرات جنگ در آن مطرح است.  مشغول مطالعه صفحات آخر کتاب "شما که غریبه نیستید" نوشته هوشنگ مرادی کرمانی هم هستم. این کتاب یک بیوگرافی جذاب از خود ایشان است.

نظرات کاربران (۰)

شما هم نظر دهيد comment
نظر شما:
نام:* ايميل:* وب‌سايت:
*وارد کردن نام و ايميل برای فرستادن نظر لازم است
لطفاً مختصر و درباره‌ی موضوع بنويسيد. نظرات پس از تاييد مدير سايت منتشر می‌شوند.