۱۳ اسفند ۱۳۸۶

از تبار عاشقانه‌های بزرگ

خسرو نقیبی

باورش سخت است اما فیلم جو رایت همان کاری را می‌کند که روزگاری بهترین عاشقانه‌های تاریخ سینما با مخاطبان‌شان می‌کردند. اگر در همه‌ی این سال‌ها داعیه‌ی عاشقان سینمای کلاسیک این بود که دهه‌های متاخر چیزی به سینما نیفزوده و طرفداران مجبور بودند از کامرون و رایدلی اسکات و اسپیلبرگ و دیگر بالانشینان سینمای فانتزی مثال آورند و سرانجام این بازی در غیاب عاشقانه‌های طلایی و عظیم به نفع منتقدان تمام می‌شد و ما فقط با اصرار و انکار از این سینمای متاخر دفاع می‌کردیم، حالا با همین یک فیلم می‌توان نتیجه‌ی بازی را عوض کرد. «تاوان» اگرچه به سیاق فیلم پیشین رایت همانند یک رومانس کلاسیک انگلیسی شروع می‌شود و هر چند بازی‌های زمانی‌اش را می‌شود تنها نوآوری در مدل و گونه تلقی کرد اما از میانه‌های مسیر چنان تغییر خط می‌دهد که تماشاگرش شگفت‌زده از آنچه مقابل‌ش رخ می‌دهد، تنها مجبور است تحسین کند و با بهت فیلم را به پایان برساند.
«تاوان» یک عاشقانه به روال بهترین «قصه عشق»‌های تاریخ سینما بر بستر جنگ است و همین، تماشاگری را که انتظار چنین اتفاقی نداشته، ابتدا غافلگیر و بعد ذوق‌زده می‌کند. همکاری دوباره رایت با کرانایتلی –که از فیلم اول مشخص بود  خوب جنس کار کردن با هم را می‌شناسند– و نزدیکی سیما و فیزیک نایتلی با شمایل‌های نمونه‌ای این قبیل آثار، باعث شده «تاوان» یک برگ برنده‌ی دیگر هم داشته باشد. گفتم که این جدا از مبحث بازی‌های زمانی فیلمنامه است که گمان می‌کنی از نیمه فراموش‌شده ولی رودست آخرش به تماشاگر باعث می‌شود پایان قصه خیلی بیشتر از آنی که باید، دوست‌داشتنی باشد.
چند وقت می‌شد این قدر دل‌تان را پیش دو دلداده نگذاشته بودید؟
اگر این یک صعود زودهنگام به قله نباشد، بیشتر از این‌ها با جو رایت کار خواهیم داشت. او خوب می‌داند چه باید بسازد که هم از سینمای مدرن عقب نباشد -کار او را پیش‌تر آنتونی مینگلا هم به نوعی انجام داده بود ولی جنس فیلم‌هاش مال این زمانه نبود– و هم «سینما» را به معنای خاص آن، دوباره روی پرده بازتاب دهد. رایت در «تاوان» به زبانی رسیده که نمی‌شود پالودگی‌اش را کتمان کرد. اینجا تجربه نیست که به کمک خالق آمده؛ یک جور نبوغ است و دانستن قاعده‌ی بازی سینما. فیلم او یکی از دلایلی است که تاریخ، سال ۲۰۰۷ را فراموش نخواهد کرد.

نظرات کاربران (۱)

شما هم نظر دهيد comment
  • تاوان نقاط قوت زیادی داره اما نمیشه از فیلمنامه ضعیف و چند پاره اش چشم پوشید. در فیلمنامه تاوان هیچ نکته ای پنهان نمی مونه هر ابهامی که ایجاد میشه بلافاصله به تفصیل توضیح داده میشه. یادمه بزرگی می گفت سینما آشکار نمی کند، پنهان می دارد. در این فیلم همه چیز روشن است و این است که از فیلم بزرگی چون پیرمرد ها جایی ندارند با آن همه پرده پوشی و خودداری جا می ماند.

    رضا بهروز (۱۳ اسفند ۱۳۸۶، ساعت ۱۱:۰۲)
نظر شما:
نام:* ايميل:* وب‌سايت:
*وارد کردن نام و ايميل برای فرستادن نظر لازم است
لطفاً مختصر و درباره‌ی موضوع بنويسيد. نظرات پس از تاييد مدير سايت منتشر می‌شوند.