۱۴ فروردين ۱۳۸۷

تجزیه‌ش خوبه...

خسرو نقیبی

می‌شود خیلی عناصر فیلمی شبیه «به همین سادگی» را حسن دانست، می‌شود همان‌ها را هم ضعف تلقی کرد. از این دست است روایت دقیق روزمره‌گی که می‌تواند صحه‌ای بر دقت در متن باشد و می‌تواند بی‌قصه‌گی‌اش بهانه شود و علیه فیلم به کار رود، یا ریتم کند این روز به‌خصوص، که هم خسته‌کننده‌گی‌اش می‌تواند حربه‌ی فیلمساز برای درک روحیات زن باشد و هم می‌تواند ناتوانی در نگهداشتن تماشاگر ارزیابی شود. منتها سوال کلیدی‌تری این وسط وجود دارد که هنوز برایش دنبال جواب می‌گردم. «به‌همین سادگی» به لحاظ تکنیک و اجرا فیلم کم‌نقص و اصلا در خیلی جاها فیلم بی‌نقصی‌ست. این همان ویژگی‌ای بود که در فیلم قبلی میرکریمی هم وجود داشت، اما اگر در «خیلی دور خیلی نزدیک» پایان بد فیلم تکلیف را روشن می‌کرد و منتقد-تماشاگر می‌دانست چرا فیلم اثر کاملی نیست، اینجا چنین نقطه‌ی روشنی وجود ندارد. یک‌جاهایی هست که از خساست فیلمنامه‌نویس در دادن اطلاعات لذت می‌بری و کشف‌هایی که از پس‌زمینه‌ی قصه می‌کنی به هیجان‌ت می‌آورد، وقت‌هایی هست که بازی‌های عمدتا درخشان فیلم –هنگامه قاضیانی که خودش داستان مستقلی دارد- سر شوق‌ت می‌آورد و زمان‌هایی هم وجود دارد که اجرا فراتر از ظرفیت‌های سینمای ایران است، اما پشت همه‌ی این‌ها وقتی از نیمه‌های راه، چنددقیقه یک‌بار نگاه‌ت روی ساعت می‌لغزد، آن‌وقت باید دنبال اتفاق گشت و دلیل. انگار که این همه دقت، باز چیزی کم دارد تا روزمره‌گی صرف را بتوان تبدیل به تصویر کرد. حالا همه‌ی آن ویژگی‌ها کارکرد عکس می‌یابند. پیش از همه، همان ماجرای خساست متن، که دیگر از جایی به بعد عصبی می‌کند و این سوال را به‌وجود می‌آورد که چرا بیشتر از این نباید دانست؟ که حالا اگر بدانیم در آن صفحه خاص چه نوشته که زن را از تصمیم‌ش بازمی‌گرداند، مگر چه می‌شود؟ که حالا اگر بفهمیم مردی که دنبال زن آمده برادرش است یا فامیل‌ش، خب چه می‌شود؟ که حالا اگر کمی، فقط کمی، بیشتر از مرد قصه هم بدانیم مگر چه اتفاقی می‌افتد؟
این‌ها را می‌شود به دیگر حسن‌هایی که آن ابتدا برشمردم هم تعمیم داد. فعلا فقط این را می‌دانم که یک‌جای کار می‌لنگد. اگر نه مگر تماشاگر دوست ندارد یک فیلم خوب را تا آخرش تماشا کند؟ پس این وسط، چشمی که ناخودآگاه به ساعت نگاه می‌کند چه می‌شود؟

نظرات کاربران (۸)

شما هم نظر دهيد comment
  • اسم نمینویسم چون رفیق بازی حساب میشه اما با خیلی از جاهای نقدت کاملا موافقم از رو ای میلم معلومم دیگه!

    ... (۱۶ فروردين ۱۳۸۷، ساعت ۰۴:۰۱)
  • یادداشت خوبی بود. آقای نقیبی من به عنوان یک تماشاگر کاملا از خساست متن در اطلاع رسانی لذت بردم، خصوصا از نخواندن آن آیات قران. به نظرم کار هوشمندانه‌ای آمد و در دل به نویسندگان کار تبریک گفتم، به نظرم در این مورد خاص منظور نویسندگان این بود که در تمام آیات کتاب قرآن نمی‌توان آیه‌ی بدی یافت، این به شرایط روحی‌امان بر‌می‌گردد که گاهی از آیاتی که خداوند به روشن‌گر بودنشان قسم خورده، پیامی مناسب حال بدمان می‌یابیم و آن وقت است که مانند زن همسایه به شکل سنتی به دست خوب و دست بد و سفیدبختی و سیه‌بختی آن که به قران تفال می‌زند فکر می‌‌کنیم نه به خود آیات قران. من با تصوری که از کارهای آقای میرکریمی با ساخت خیلی دور، خیلی نزدیک داشتم، مطمئن بودم با اثر خوبی روبرو خواهم شد _فارغ از جوایزی که این فیلم در جشنواره دریافت کرده بود_ولی این فیلم تصورم را نسبت به افکار آقای میرکریمی تکمیل کرد و ایشان را کارگردانی با فکر روشن و تحصیلکرده یافتم که نیازی به نشان دادن روشن‌فکری‌اش در فیلم نمی بیند و فیلم را با عناصر روشن و ملموس زندگی نشان می‌دهد و این بهترین نوع هنر است به نظر من.

    سمانه (۲۳ فروردين ۱۳۸۷، ساعت ۱۴:۴۸)
  • با سلام.به منتقد عزیز.به غیر از نگاه به زمان با شما موافقم.فیلم برای همه نبود.ظرافت صحنه ها بسیار زیبا وعمیق بود که بیننده ّتنقلات بدست متوجه انها نمیشد.فیلم راهم باید دید و با نقش اول ان فکر وبازی کرد.در هر صورت با توجه و احترام به منتقدین.عالی بود

    علیرضا آریافر (۳۱ تير ۱۳۸۷، ساعت ۱۹:۰۱)
  • عارضم به حضور انور عزیزان، مخاطب این فیلم طبق گفته آقای میرکریمی، زوجهای ایرانی هستند و هدف کارگردان به تصویر کشیدن سکوتها و نگاههایی است کهدر پس پردیشان، سخنها نهفته است. ایشان سعی در جلوه دادن کنجکاویهایی هستند که ما بین این دو زوج برقرار است واتفاقا همین مساله زندگی زناشویی را زیباتر جلوه میدهد. و همچنین نقدی است بر ارتباطات بین زن و شوهرهای ایرانی-چه در سینما و چه در جامعه- که حتما باید یکی از طرفین بگوید :دوستت دارم! در صورتی که این فرهنگ غلط غربیهاست که در سینما و جامعه ما رسوخ کرده، واین طبیعی است که بیننده بعد از لحظاتی کمی احساس اتلاف وقت کند. علی مع الخق والحق مع علی

    مرحوم آقا (۱۷ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۲۰:۰۷)
  • با آقای نقیبی در بعضی از موارد مخالفم. شاید کارگردان نمی خواسته شما بیشتر بدانید و شاید اگر میدانستید دیگر چیزی وجود نمی داشت که شما را در تعلیق نگه دارد و شاید اگر همه چیز را میده نستید تا آخر نمی نشستید [خودم را میگویم] این نقص فیلم نیست که همه چیز را به شما نگوید. البته من که باشم که با خسرو نقیبی مخالفت کنم.

    هنرمند (۳۰ بهمن ۱۳۸۷، ساعت ۱۱:۴۱)
  • BA SALAM VA TABRIK SALEH NO.BEHTARIN FILMEH SAL BOD.HENGAMEH DAMET GARM GOLLLLLL KASHTI.BEH OMIDEH BAZIHAYEH ZIBA GHASHANGTAR AZ SHOMA HASTAM

    MARZI YADEGAR (۱۹ فروردين ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۰۲)
  • با سلام خدمته جنابه اقایه نقبیه عزیز , نظره بنده اینه که بهتره شما تماشاگرانه فیلم رو دسته بندی کنید بعد نسبت به اطلاعاته اونا نسبته به فیلمسازی , بازیگری و کلن مبحثه سینما به اونها امتیاز بدید و بعد قطعا متوجهه این امر خواهید شد که افرادی که هنگامه تماشایه فیلم بیشتر به ساعت نگاه میکنند عمدتا از دوستانی هستند که امتیازه کمتری دارند و این بیشتر به خاطره بالا بودن سطح این فیلمه

    علی (۲۵ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۶)
  • سلام سطح فیلم خیلی بالا است.

    لاله (۱۶ بهمن ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۳۸)
نظر شما:
نام:* ايميل:* وب‌سايت:
*وارد کردن نام و ايميل برای فرستادن نظر لازم است
لطفاً مختصر و درباره‌ی موضوع بنويسيد. نظرات پس از تاييد مدير سايت منتشر می‌شوند.