۲۱ فروردين ۱۳۸۷

درباره‌ی طنز مهران مدیری و مجموعه‌ی «مرد هزارچهره»

بی‌پروا و ساختارشکن

الهام طهماسبی

مهران مدیری که این روزها نام او بر پای هر مجموعه‌ی طنز -چه در جایگاه بازیگر و چه کارگردان- تضمین اقبال مخاطب است این بار با لوکیشن‌ها و بازیگران متعدد مجموعه‌ای ساخته مبتنی بر طنز کلامی و موقعیت که البته چندان ربطی هم به برنامه‌های طنز پلاتویی همیشگی او ندارد و در قیاس با آنها بسیار تیزبینانه، هوشمندانه و پر از نکته‌سنجی‌ست. نقش اول این مجموعه یا کاراکتر «مرد هزارچهره» را هم خود او با ظرافت و با استفاده از میمیک‌ها و حرکات و تکیه‌کلام‌های ابداعی تازه ایفا کرده؛ تکیه‌کلام‌هایی که باز هم پس از نمایش همان یکی دو قسمت اول به سرعت ورد زبان مخاطبانش شد. او در پرسوناهای مختلف این مجموعه کار سختی دارد که طبعا  کارگردانی همزمان را دشوار می‌کند اما از پسش برمی‌آید. از پس نقش مردی ساده‌دل و شریف که  در زیرزمین بایگانی اداره‌ای در شهرستان به کار مشغول است و با وسوسه‌ی پدرزن آینده وارد موقعیت‌هایی می‌شود که سادگی ذاتی و تناقض شخصیت‌اش با آن شرایط ماجراهایی بدیع می‌سازد و بعید نیست اگر همین‌طور به بازی ادامه دهد بتواند خودش را جورج کلونی هم قالب کند.
«مرد هزارچهره» در اولین قسمت‌هایش با طعن و کنایه‌های تند و تیز خطاب به جامعه‌ی پزشکان مغز و اعصاب شروع می‌شود؛ طعن و کنایه‌هایی که شاید دل عده‌ای را خنک کرد و داد پزشکان را درآورد اما تلنگری  -به شیوه‌ای نقادانه و طنازانه البته- خطاب به صاحبان محترم این مشاغل است. مدیری و نویسندگانش پیش از این نیز در مجموعه‌های مختلف ثابت کرده بودند طنزشان لحن تند و تیزی دارد و در به‌تصویرکشیدن کاراکترهای مورد نظر و طعنه به آنها چندان اهل محافظه‌کاری نیستند و شاید این یکی از نقاط قوت کارهای مدیری و دلیل تمایزش با سایر طنزپردازان تلویزیونی محسوب شود؛ نقطه قوتی که اغلب جنجال‌برانگیز بوده و با اعتراض‌های زیادی نیز همراه شده است.
مجموعه‌های مدیری علاوه بر بی‌پروایی و ساختارشکنی مخصوص خود او، به مفهوم طنز هم نگاهی ویژه دارد و علاوه بر کارکرد خنداندن مخاطب وجه انتقادی این مقوله را نیز درنظر می‌گیرد. برای مثال در «مرد هزارچهره» انتقاد خود را نسبت به شرایط اجتماعی و بازتاب آن در مشاغل مختلف در قالبی محترمانه، اما تند و تیز مطرح می‌کند و در ورای لحظات و دیالوگ‌های خنده‌آور و کمیک، حرف‌های جدی‌اش را هم  خطاب به مخاطبین ارائه می‌دهد. هر چند پیش‌بینی این‌که مثل همیشه او از موج گلایه‌ها و انتقاد ها مصون نماند آسان بود اما در مجموع کار تازه‌ی مدیری مجموعه‌ی جمع‌و‌جوری بود که به لحاظ داشتن لحظات دل‌نشین و ساختار و روایت، بهترین مجموعه‌ی تلویزیونی عیدانه‌ی 87 لقب می‌گیرد.

نظرات کاربران (۴)

شما هم نظر دهيد comment
  • یک نکته ای رو که هیچ کس در این سریال متوجه نشد این بود که داستان این سریال از دو تا از کتابهای عزیز نسین نویسنده طنز نویس ترکیه (که نویسنده مشهوری است و کتابهایش در ایران نیز موجود است البته با سانسور) اقتباس شده بود. کلیت داستان از کتاب "پخمه" برداشت شده بود. پخمه هم انسانی بود ساده که به صورت اتفاقی وارد بعضی ماجراها می شود. قسمتی که شصت چی به جمع هنرمندان می رود نیز از کتاب "موخوره" برداشت شده بود. عجیب بود که در این قسمت دیالوگ ها دقیقاً از روی این کتاب برداشته شده بود و حتی اندکی تغییر داده نشده بود (اتمسفرش روستیک... ، رفتن به غار و ... ). این دو کتاب از بهترین کتابهای عزیز نسین می باشد.توصیه می کنم اگر گیرتان آمد نسخه چاپ قدیمشون رو حتماً بخونید. من خودم هر کدوم رو چند بار خوندم. ضمناً خوب بود که نویسندگان محترم این مجموعه یادی از عزیز نسین می کردند. چون موفقیت این مجموعه سوای کارگردانی و بازیگری خوب مرهون قلم شیوا و طنز اجتماعی عزیز نسین است.

    بهرام (۲۵ فروردين ۱۳۸۷، ساعت ۱۱:۲۷)
  • به نظر من بغض ها و دشمنی ها و نقدهای بی منطق در مورد "مرد هزار چهره" بیشتر به حسادت به مهران مدیری برمی گردد تا بتواند راهگشا و یاری دهنده باشد.کارهای مهران مدیری به عنوان یک طنزپرداز ایرانی از گذشته تا حال ثابت کرده که هنر این مرد هنرمند در به تصویر کشیدن حقایق مگو بی نظیر است.علی رغم هجوم(انتقاد که نمی شود گفت!!!)رسانه ها به هنر این یگانه ابرمرد طنز ایران،بایستی اذعان داشت که مهران مدیری نه فقط در "مرد هزار چهره"،که در تمامی آثار خود یکه تاز طنز ایرانی بوده و چه بسیار هنرپیشگانی که با او به شهرت رسیدند و نمکدان شکستند(که صد البته از محبوبیت خود کاستند نه از اعتبار مدیری)...به هر روی "مرد هزار چهره" کاری ست متفاوت و جاافتاده و مثل همیشه سرشار از هزاران نکته کوچک و بزرگ فرهنگی و اجتماعی که ما ایرانیان را به فکر وامی دارد که به خود برگردیم و فارغ از فلسفه "توهم توطئه" بیندیشیم که چرا سرزمینی با تمدن 7000 ساله دچار اینهمه معضلات فرهنگی ست و به جای جوالدوز زدن به دیگران سوزنی هم به خود زنیم.

    ندا نیازاده (۵ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۱۴:۴۴)
  • آقای بهرام اشارات خوبی داشتند اما با نوشته نویسنده مطلب موافق نیستم (الهام طهماسبی).بی‌پروا و ساختارشکن. ...... دوستان نویسنده اینبار مارمولک را پیش رو گذاستند و مرد هزار چهره را...به نام قاسم پیمان خانی توجه بقرمایید! بقیه موضوعات را هم آقتی بهرام راجع به عزیز نسین ذکر کردند ...

    بهرام (۴ شهريور ۱۳۸۷، ساعت ۰۱:۴۲)
  • مهران مدیری به راستی در طنز ایران نقشی بی مانندو اثر گذار دارد. او را می توان بخشی از دارایی های هنری ملی به شمار آورد. که کار خودش را به گفته خود «خوب بلد است.» و از قرار دادن سرمایه و امکانات در اختیار وی بی تردید سود خواهیم برد. مرد هزار چهره نیز در کنار سایر آثارش نشان دهنده توانایی های اوست که کاستی ناپذیر می نماید. البته رد پای محدودیت زمانی در روند تولید این سریال جا به جا در آن مشود است. و امیدواریم با کمک مدیریت هنری کشورمان کارهای طنز و انتقادی از این دست را البته با صرف زمان کافی به گونه ای که مخاطبان مشکل پسند و نکته سنج ایرانی را راضی تر نگاه دارد بیشتر ببینیم.

    علی مینوچهر (۲۹ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۱۶:۲۲)
نظر شما:
نام:* ايميل:* وب‌سايت:
*وارد کردن نام و ايميل برای فرستادن نظر لازم است
لطفاً مختصر و درباره‌ی موضوع بنويسيد. نظرات پس از تاييد مدير سايت منتشر می‌شوند.