۱۱ فروردين ۱۳۸۸

روایتی از آنچه که باید برای دوست داشتن «درباره‌ی الی...» بدانیم

حقایقی درباره‌ی الی...

نگار مفید

درباره‌ی الی... مهم‌ترین فیلم سال ۸۷ بود. نه به این خاطر که گلشیفته فراهانی داشت و نه به این دلیل که زمان نمایش فیلم در جشنواره فیلم فجر دیرتر از سایر فیلم‌ها مشخص شد. حتی مطمئن نیستم که دلیل این اهمیت به جوایزی که فیلم در این مدت کوتاه به دست آورده برگردد. به گمانم مهم‌ترین دلیل، حاشیه‌های پرو پیمانی است که دور و بر « درباره‌ی الی... » وجود دارد و از آن مهم‌تر، گروهی که می‌خواهند در این حاشیه‌ها هیچ نقشی نداشته باشند و امیدوارند تا فیلمشان در سینماهای ایران دیده شود. با همین اوصاف است که اصغر فرهادی، کارگردانی که عادت دارد حرف‌های تند و تیز بزند و یادداشت‌هایش در روزنامه‌های مختلف و خبرگزاری‌ها تا مدت‌ها جزو خبرسازترین‌ها باشد، به ناگهان سکوت می‌کند. اصلی‌ترین جنجالی که در سال‌های اخیر دور و بر کارگردان وجود داشت به همان نامه‌ای بازمی‌گشت که فرهادی در مورد « دایره زنگی» نوشت. او در نشست مطبوعاتی « درباره‌ی الی... »، درباره این ماجرا جملاتی را به زبان آورد: « در آن مورد این اقدام را انجام دادم، چون مشکل مشخص بود و به بن‌بست رسیده بودیم و اقدامی مانند نگارش نامه می‌توانست راهگشا باشد. اما در مورد "درباره‌ی الی... "، صورت مسئله این فیلم لاینحل به نظر نمی‌رسید.» اما همین دوری از حاشیه‌ها باعث شده تا عوامل فیلم، کمتر در مورد آن اظهارنظر کنند و بیشتر داستان، بر مدار گمانه‌زنی‌ها و خبرهای رسمی خبرگزاری‌ها بچرخد. به همین خاطر است که « درباره‌ی الی... »، به اندازه فیلمی که یک جایزه مهم در جشنواره فیلم برلین و جشنواره فیلم فجر به دست آورده، بازخورد مطبوعاتی ندارد و اصلی‌ترین دلیلش سکوت کارگردان است. - کارگردان ۳۶ ساله‌ای است که برخلاف سن شناسنامه‌ا‌ی‌اش جوان به حساب نمی‌آید -  او از گفت و گو پرهیز می‌کند مبادا فیلمش ناخواسته دچار اتفاقات ناخوشایند شود. 

دقیقا یک سال پیش، دو سه هفته‌ای مانده به تعطیلات نوروزی، ترانه علیدوستی زل زد توی چشم‌هایم و از رفاقت با اصغر فرهادی و مانی حقیقی و دیگرانی گفت که با آنها هم‌سلیقه و هم عقیده است و حرف‌هایشان را خوب می‌فهمد و نگاهشان به مقوله‌های مختلف را می‌شناسد . در آن زمان، تب و تاب «کنعان» بود و بازیگری که از بازی در یک فیلم پیچیده رضایت داشت. «کنعان» با فیلمنامه‌ای استثنایی -به قلم اصغر فرهادی- در جشنواره دیده نشد و حتی یک سیمرغ هم نگرفت. اما خللی در آن اعتماد به وجود نیامد. کمتر از یک ماه بعد، اصغر فرهادی، مانی حقیقی، ترانه علیدوستی و دیگران راهی سفر شمال شدند و آن تیم که مشق رفاقت می‌کرد و هم‌سلیقه و هم ‌عقیده بود، رفت تا تجربه دیگری را از سر بگذراند.  تا دوباره به همدیگر و به تجربیات کارگردان کهنه‌کار اعتماد کنند و نتیجه این اعتماد را در جایی دیگر، در شمال ایران تجربه کنند. اهالی « درباره الی» حالا از این جوایز بیشتر از آنکه خوشحال باشند، از تجربه اعتماد دوباره‌شان لذت می‌برند و آنرا به فال نیک می‌گیرند. این تمرین رفاقت‌ها کمتر نتیجه خوشایندی می‌گیرد و بیشتر رفاقت‌های کاری، سرنوشت تلخی پیدا می‌کنند. چه کسی می‌پذیرد که تمام تعطیلات نوروزی‌اش را در کنار هم‌کارهایش بگذراند و هیچ‌کدام از فامیل‌های درجه اولش اجازه نداشته باشند در محل فیلمبرداری حاضر شوند. شوهر این یکی و بچه آن یکی و تولد همسر و اینها، هیچ‌کدام دلیل موجهی برای فرار از قواعد کاری حساب نمی‌شود. اصلا به جز آن فضای صمیمی که می‌داند باید کار را از رفاقت جدا کند، چه دلیلی برای تحمل این فضا وجود دارد؟ چه دلیلی برای گلشیفته فراهانی وجود دارد که شنوایی‌اش کمتر شود اما کار را ادامه دهد؟ حالا گیرم که چند روزی برای مداوا به تهران آمده و کمی هم شاکی بوده. گیرم مانی حقیقی، آن سیلی را طوری زده که انگار تمام انرژی‌اش را در آن جمع کرده.

داستان سرخوشی‌هایشان در نیمه اول فیلم برای همین جذبت می‌کند. اصلا انگار همراهشان شده‌ای تا خاطره‌های سفر شمال را فراموش نکنی. تا باورکنی که می‌شود یک شب، در یک جمع دوستانه، در یک ویلای عجیب بنشینی و تخمه بشکنی و پانتومیم بازی کنی. تا آنکه ناگهان همه چیز تغییر می‌کند. تغیییر ناگهانی رفاقت در فضای فیلم را می‌شود به دنیای واقعی این گروه هم ربط داد. که اگر در فضای فیلم، با ناپدید شدن الی درگیرند و با بحران روبه‌رو شده‌اند. اینها با خروج یکی از بازیگران اصلی فیلم از خط‌قرمزها. اصلا مشکل از همین جاست که آن بازیگر رفته، به ناگهان تمام واقعیات را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و امروز را از سرخوشی قبلی دور می‌کند. چرا که نمایش فیلم در جشنواره فیلم فجر به خاطر همین حضور در هاله‌ای از ابهام قرار گرفت و به دلیل همین خروج بود که هیچ‌کس هنوز از وضعیت اکران فیلم اطلاعی ندارد. این، یک بحران برای تیمی است که اعتماد کرده و در مرحله اول، بهترین جواب را از هیئت داوران و تماشاگران هر دو جشنواره گرفته است. اما همین پاسخ‌های دلگرم‌کننده، احتمالا آنها را در حالتی مابین بهت و بی‌خبری و خوشحالی قرار می‌دهد. رئیس‌جمهور با پادرمیانی بازی را به سمتی دیگر کشاند و هیئت داوران، با تلاش فراوان از بین ۱۰ کاندیداتوری، ۱ سیمرغ به « درباره الی» اهدا کرد. سیمرغی که بعد از مشخص شدن نتایج جشنواره فیلم برلین، گروه ۵ نفره ایرانی را خوشحال کرد که در قضاوت‌هایشان جای شک و شبهه‌ای وجود ندارد. اصلا همین جوایز بود که باعث شد آنها اولین قدم‌های اعتماد و رفاقتشان را به خوبی جشن بگیرند. حالا آن تیم که مشق رفاقت می‌کرد، خاطرات برلین را از زبان کارگردان می‌شنود و فرهادی برای بازیگرانش تعریف می‌کند که مدیر جشنواره برلین « درباره الی» گفت:« با این فیلم، دنیا شاهد جریان تازه‌ای از سینمای نوین ایران خواهد بود.» و آنها یک نگاه شادمان به هم می‌اندازند و یادشان می‌آید در ان ویلای مخروبه و ترسناک، چه خاطره‌هایی دارند. ممکن است در گوشه‌ای از این خاطره‌‌گویی‌های تکراری فرهادی یادش بیفتد که برای پیدا کردن ویلا، از دیوار آن بالا رفت، چرا که نگهبان به او اجازه ورود نداده بود و باور نمی‌کرد کارگردان، location، موردعلاقه‌اش را پیدا کرده است.

همه اینها خاطره‌هایی است که این گروه پرتعداد برای هم تعریف و اعتمادشان را دوباره احیا می‌کنند. دوباره برای هم از روزی می‌گویند که به خاطر قرار نگرفتن فیلم در بخش مسابقه تنشان لرزید و از روزی بگویند که خرس نقره‌ای برلین در دستان کارگردان قرار گرفت. همه اینها به کنار، شاید در یکی از آن روزهایی که دور هم جمع شده‌اند، یک نفر ته دلش بلرزد و به آرامی آرنجش را به بغل دستی‌اش، به یکی از آنهایی که در برلین حضور داشته بزند و بگوید: راستی.. خود گلی چطور بود؟

نظرات کاربران (۹)

شما هم نظر دهيد comment
  • به نظر من هم یکی از عواملی که سبب فروش کم فیلم دربارهی الی شد سانسور فراوان بود

    بهنام (۶ مرداد ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۴۵)
  • به هر حال با تمام این مشکلاتی که سر راه این فیلم قرار دادند ،حرفی که قرار بود زده بشه زده شد و جایگاه این فیلم و به قولی این موج نو سینمای ایران و تاثیر آن که بعدا در فیلم ها و فیلم نامه های بعدی خواهیم دید ،غیر قابل انکار است.

    مجید (۱۶ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۵۶)
  • به نظر من هم یکی از عواملی که سبب فروش کم فیلم دربارهی الی شد سانسور فراوان بود

    کیهان (۲۴ دی ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۴)
  • در واقه شاید دوم شدنه این فیلم به مراتب عجیبتر از اول نشدنش باشه (با توجه به ماحیت و فاصله فیلم اول) در واقع شاید بهتر بود یک صدمه اونچه که به فیلم و فیلم سازی اهمیت داده میشه به فرهنگ سازیه بیننده اونهام توجه بشه. (البته هرچند طلا تا وقتی از مس گرون تره که مقدارش کمتره)

    علی (۲۷ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۹)
  • حالا من با این حرفا کار ندارم ولی بازیگراش خیلی طبیعی بازی کردن خوشمان امد مایل به تبادل لینک هستین

    shaden (۲۲ شهريور ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۲۴)
  • سلام فیلم خیلی خوب و متفاوتی بود و واقعا جامعه ی کنونی ایران و قضاوت های نادرست همه رو در ایران به تصویر می کشید.

    شمیسا (۲۹ آذر ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۳۸)
  • سلام فیلم خیلی خوب و متفاوتی بود و واقعا جامعه ی کنونی ایران و قضاوت های نادرست همه رو در ایران به تصویر می کشید.

    شمیسا (۲۹ آذر ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۳۹)
  • صدقه بدهید و منتظر یک پایان تلخ باشید.... دین گریزی فرهادی هنوز ادامه دارد.....

    .....ش...ش (۱۲ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۵۵)
  • فرهادی سینما را خوب میشناسد....اما....صدقه بدهید و منتظر یک پایان تلخ باشید.... دین گریزی فرهادی هنوز ادامه دارد.....

    .....ش...ش (۱۲ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۵۷)
نظر شما:
نام:* ايميل:* وب‌سايت:
*وارد کردن نام و ايميل برای فرستادن نظر لازم است
لطفاً مختصر و درباره‌ی موضوع بنويسيد. نظرات پس از تاييد مدير سايت منتشر می‌شوند.