۱۷ فروردين ۱۳۸۸

نگاهی به فیلم سینمایی سوپر استار ساخته تهمینه میلانی

تشتت موضوعی و نگاه ژورنالیستی

مازیار فکری‌ارشاد

تهمینه میلانی در جدیدترین فیلم خود، رویکردی متفاوت از کارنامه سینمایی‌اش را در پیش گرفته است. او که تاکنون به عنوان فیلمسازی با دغدغه‌های جدی حمایت از حقوق معوق مانده زنان در جامعه سنتی مرد سالار شناخته می شد، این بار به سراغ دستمایه‌ای جدید رفته و از منظری تازه، نگاهی منتقدانه به پشت پرده سینما و مناسبات مسموم ستارگی در این عرصه انداخته است.
«سوپر استار» از منظر کارگردانی فیلم شسته و رفته‌ای است و در آن می‌توان پختگی میلانی در اداره و هدایت عوامل برای رسیدن به هدفی واحد را به وضوح دید. بازی شهاب حسینی در نقش اصلی فیلم نیز در این چشم نوازی و مقبولیت، بی تردید نقشی مثبت داشته است. حسینی با درکی صحیح از مقتضیات نقش سوپراستاری فاقد پایبندی به اصول اخلاقی، بازی روان و قابل قبولی ارائه می دهد. اما در نقطه مقابل فتانه ملک‌محمدی در نقش دخترک نوجوانی که وارد قصه شده و به ضد قهرمان فاسد فیلم پند و اندرز می‌دهد، با بازی برون‌گرا و آزار دهنده خود به پاشنه آشیل فیلم تبدیل شده است. بخش عمده‌ای از این کاستی را می توان به شخصیت‌پردازی نامناسب نقش او در فیلمنامه مرتبط دانست. گویی میلانی هم چون بسیاری از کارگردانان و نویسندگان سینما و تلویزیون در سال‌های اخیر، در پرورش شخصیت های کودک و نوجوانی که قرار است تغییری اساسی در نگاه آدم بزرگ‌ها به دنیا ایجاد کنند، پر رویی و وقاحت را با شیرین زبانی اشتباه گرفته است.  شخصیت دخترک با ورود به داستان، دائم سوپراستار را مورد نصیحت قرار می‌دهد و در این راه نه تنها شیرینی و جذابیت ندارد، بلکه گاه بسیار گستاخ و بی ادب هم هست. تا جایی که تأثیر ورود مثلاً معنوی خود به زندگی کوروش زند ( شهاب حسینی) را به کلی زایل می‌کند.
دستمایه اصلی قصه  «سوپر استار» کاستی‌های فراوان دارد. شخصیت سوپراستار واجد هر نوع صفت اخلاقی منفی که در تصور می گنجد هست. منکر  وجود ضعف‌های اخلاقی در حوزه زندگی خصوصی آدم ها ( حتی سوپر استارهای سینما، ورزش و غیره که گاه به زور می‌خواهیم از آنها الگویی برای سایر اقشار جامعه بسازیم) نمی‌توان شد. اما این میزان از پلشتی و خباثت که در قالب شخصیت کوروش زند فیلم «سوپر استار» گرد هم آمده، نه تنها به باورپذیری این کاراکتر محوری لطمه می‌زند، بلکه آن تحول اخلاقی پایانی و تدریجی این شخصیت را باورناپذیر می‌سازد.
از سوی دیگر حضور ناگهانی دخترکی که خود را فرزند سوپراستار می خواند، دائم او را از شر بر حذر می‌دارد و به سوی خیر راهنمایی می‌کند و سپس به طور ناگهانی غیبش می‌زند. تو گویی هرگز وجود خارجی نداشته است، نکته‌ای است که ساختار فیلم را به رغم کارگردانی سنجیده میلانی ویران می‌سازد.
از همه اینها که بگذریم، جنبه معناگرایی الصاقی نیمه دوم فیلم در حالی که کمترین ارتباط تماتیک، روایتی و منطقی با مضمون اصلی فیلم ندارد، به شدت توی ذوق می‌زند و ارتباط تماشاگر با فیلم را دچار از هم گسیختگی می‌کند. تکلیف فیلم در نیمه اول با خود و با مخاطبش روشن است و به شکلی سر راست و روان قصه خود را با محوریت نقد آن روی سکه شهرت و محبوبیت در عرصه سینما بازگو می‌کند. اما از نیمه‌دوم  با گم شدن دخترک و ورود فیلم به حوزه مبهم معناگرایی، همه رشته‌های فیلم در نیمه نخست، پنبه می‌شود.
حاصل فاصله گرفتن میلانی از سینمای آشنایش، دستیابی به فروش های نجومی است. او این امر را سه سال پیش و هنگام اکران آتش‌بس برای نخستین‌بار تجربه کرد. از این منظر سوپراستار را می‌توان ادامه منطقی «آتش بس» دانست. سوپر استار با توجه به داستان کنجکاوی برانگیز و جنجالی‌اش و با عنایت زمان مناسب اکران (نوروز)  قطعاً یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های اکران عمومی سال ۸۸ خواهد بود. فیلم‌های میلانی معمولاً از شخصیت آغاز می کنند و به قصه می‌رسند. سوپراستار نیز از این قاعده مستثنی نیست. تنها تفاوت عمده این است که این بار یک مرد محوریت قصه و شخصیت‌پردازی فیلم میلانی را شکل می‌دهد. اما تفکر و اندیشه یک فیلمساز صاحب سبک مانند میلانی هرگز تغییر نمی‌کند. در سوپراستار نیز همچنان شاهد تفوق اندیشه زن سالارانه و مرد ستیز میلانی هستیم. گیرم که این زن سالاری و مرد ستیزی در فیلم کنونی اندکی کمرنگ‌تر و ملایم‌تر شده باشد. در نهایت باز هم در سوپراستار شاهد محکوم کردن مردی که زن‌ها را بازیچه خود می‌داند هستیم. اما نه تنها در شخصیت‌پردازی به سیاق آثار گذشته فیلمساز شاهد تقابل و قطب‌بندی خیر و شر در حد اعلای آن‌یم، بلکه در طراحی صحنه و ایجاد کشش دراماتیک کافی برای دنبال کردن داستان نیز با نقایصی مواجهیم.  در کنار این عوامل، می‌توان به فیلمبرداری هوشمندانه علیرضا زرین‌دست ( به ویژه با نورپردازی مستقیم و بهره‌گیری از قاب بندی‌های نامتعارف ) اشاره کرد، که با فاصله گرفتن از سبک همیشگی این فیلمبردار توانا، به طور کامل در اختیار اهداف فیلمساز قرار گرفته است.
«سوپر استار» بحث‌های اخلاقی خود را به شکلی سطحی و عاری از عمق لازم برای طرح چنین مباحثی بیان می کند. در این راه تسلط کارگردان بر موضوع و اشرافش بر زبان سینمای قصه‌گو نیز کمکی به بهتر شدن اوضاع نمی‌کند. در واقع «سوپر استار» نخستین ضربه را از تشتت موضوعی و نگاه ژورنالیستی به مضمون اصلی و اولیه دریافت کرده است.

به نقل از روزنامه ایران

نظرات کاربران (۴)

شما هم نظر دهيد comment
  • به نظر من هم سوپراستار فیلم خیلی عالی نبود و به یقین می تونست خیلی بهتر از این بشه !! من قبل از دیدن فیلم خلاصه ای از داستان رو خونده بودم و برام جذاب بود و رفتم فیلم رو دیدم ولی اصلا اونجوری که فکر می کردم نبود و ورود اون دخترک واقعا بی معنی بود و اخرش هم خوب تموم نشد !!! انگار اون سوپراستار یه شبه اونم با نصیحت های ازار دهنده اون دخترک متحول شده بود که این غیرممکنه !!

    ریحانه (۲۸ فروردين ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۴۰)
  • من فکر میکنم رهای قصه میلانی فرزند نا مشروع حضرت کنفسیوس بود!

    رها (۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۰۸)
  • shahan joon harf avalo mizane chi tore emitonam ba shahab hoosene ertebat bargarar konam????????????????????

    mohsen (۲۷ مرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۲)
  • Sooper star az daste filmaye abaki bood ke ba bazie bazigare khoobi mesle shahabe hoseini taziin shode bood man fekr mikonam az kargarane ba tajrobeii mese khanoome milani entezare bishtari miraft

    Amir (۲۹ آذر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۴۵)
نظر شما:
نام:* ايميل:* وب‌سايت:
*وارد کردن نام و ايميل برای فرستادن نظر لازم است
لطفاً مختصر و درباره‌ی موضوع بنويسيد. نظرات پس از تاييد مدير سايت منتشر می‌شوند.