۰۱ بهمن ۱۳۸۹

یادداشتی درباره فیلم آدمکش

نذار بفهمه یه طوریته!

سارا شمیرانی

 

اسم بازیگران را که می بینی با خودت فکر می کنی هرطور شده باید بین برنامه های روزمره ات وقت بگذاری و برای تماشای "آدمکش" به سینما بروی. ترکیب بهرام رادان، حامد بهداد و مهتاب کرامتی ترکیبی نیست که وقتی در فیلمی بازی می کنند، به راحتی بتوان قید آن را زد. به خصوص که هر سه بازیگر تجربه های موفقی در زمینه بازیگری دارند.

آدمکش فیلم بدی نیست اما نمی توان به طور قطعی گفت که خیلی از تماشاچیان آن راضی از سینما بیرون می آیند. داستان فیلم درباره مازیار مافی ( بهرام رادان) دکتر روان پزشکی است که در پزشکی قانونی، سلامت روانی مجرمین را تایید می کند. او بعد از مدت ها با دوست قدیمی اش حمید زاهدی(حامد بهداد) دیدار می کند و او که نامزدش متهم به قتل عمد برادرشوهر سابقش است از مازیار می خواهد تا گواهی جنون او را صادر کند تا رویا( مهتاب کرامتی) از این اتهام تبرئه شود.
 
داستان یک خطی فیلم، داستان جذابی است. داستانی که همان لحظه اول باعث می شود خودت را جای مازیار مافی بگذاری و فکر کنی اگر تو جای او بودی رفاقت را انتخاب می کردی یا وجدان را! اما داستان به همین جذابی باقی نمی ماند و مسیر قصه از این کشمکش بین وجدان و معرفت منحرف می شود و در ادامه ما با یک داستان معمایی رو به رو می شویم که 50 درصد حل معما برای بیننده ها از همان اول مشخص می شود.
 
رمز گشایی اینکه مهتاب کرامتی قاتل نیست اصلا اتفاقی نیست که مخاطب را در پایان غافلگیر کند. تقریبا هر کسی با ضریب هوشی متوسط از همان ابتدایی که نقش رویا پر رنگ تر می شود می فهمد که او دچار بیماری است و قاتل داستان نمی تواند باشد. شاید تنها نکته غافلگیر کننده فیلم زنده بودن مهدی عظیمی(برادر شوهر رویا) و دست داشتن حامد بهداد در این ماجرا باشد.

نکته دیگری که در این فیلم می توان به آن اشاره کرد نقش لیلا اوتادی در فیلم است که تقریبا حضورش به فیلم کمک خاصی نمی کند. شاید اگر ممیزی های ارشاد درمورد تنها بودن یک زن و مرد غریبه(مهتاب کرامتی و بهرام رادان هنگامی که رویا را فراری می دهد) نبود قطعا نقش لیلا اوتادی از این فیلم حذف می شد. لیلا اوتادی به عنوان نامزد دکتر مافی تنها کاری که دارد پرکردن خلا ممیزی است که احتمال داشت فیلم مجوز نگیرد.

درباره بازی حامد بهداد هم فکر می کنم بهتر است حرفی نزنیم. همان چیزی که این روزها از او می بینیم. تکرار مکرراتی که انگار خیال ندارد از آن دست بردارد. موقع دیدین فیلم این اتفاق این قدر رو می افتد و بازی او این قدر تکراری به نظر می رسد که تو با خودت می گویی که ا... این که باز همان حامد همیشگی است و شاید کمی هم کسل کننده تر از گذشته.

سیامک صفری بازیگر مطرح تئاتر هم تنها در یک سکانس این فیلم بازی دارد. نقشش را مثل همیشه عالی بازی می کند اما نگاه مشکوکش به بهرام رادان در ابتدای فیلم این فکر را به ذهن می رساند که قرار است در فیلم اتفاقی بیفتد و سیامک صفری نقش مهمتری داشته باشد اما نقش او در همان سکانس اول تمام می شود.

سرهنگ فیلم با بازی قطب الدین صادقی (که خیلی خوب در این فیلم بازی کرده ) به محض روشن شدن ماجرا تغییر موضع می دهد. او که در ابتدای داستان به همه چیز مشکوک است و قتل دو نفر دیگر توسط رویا را تایید می کند بعد از مشخص شدن بیگناهی رویا موضعش را تغییر می دهد و سریعا به این نتیجه می رسد آن دو نفر دیگر هم که رویا به قتل آنها اعتراف کرده طور دیگری کشته شده اند و حتی یکی از آنها به مرگ طبیعی مرده است! واقعا تشخیص اینکه کسی به مرگ طبیعی مرده یا کشته شده اینقدر سخت است که در پایان فیلم و با حل شدن معما به نتیجه قطعی می رسند؟

فرشته نجات این فیلم بهرام رادان است که به هر قیمتی شده پای رویا می ایستد. آن هم نه به خاطر رفاقت با حمید زاهدی بلکه به خاطر تحقیقات خودش که البته این همه جان فشانی از یک دکتر و تا این حد خطر کردن کمی غیر قابل باور است طوری که حتی حسادت های نامزدش را هم بر می انگیزد. به هر حال و با وجود ضعف هایی که در فیلم هست نباید این مسئله را نادیده بگیریم که داستان فیلم از نوع داستان های سخیف و سطح پایین این روزهای سینما نیست.

به هر ترتیب این فیلم با تمام عوامل و چیزهایی که درباره اش گفتیم می شد فیلمی باشد خیلی بهتر از اینها. فیلمی که بعد از دیدن آن تعداد بیشتری از تماشاچیانش از آن راضی باشند. درنهایت می توان گفت "آدمکش" نه فیلمی ضعیف است و نه فیلمی قابل تامل. یک فیلم است که در برهوت این روزهای سینما می توانی برای دیدنش به سینما بروی و وقتی با آن بگذرانی. همین

نظرات کاربران (۳)

شما هم نظر دهيد comment
  • درود من بیشتر فیلم‌های حامد بهداد رو دیدم، البته این فیلم آدمکش رو هنوز ندیدم. دارای بازی باکلاس و سبک خوب و ویژه است. ماندم منظور این منتقد(ه) گرامی چه چیز حامد بهداد را تکراری دیده(؟) یک عمراست بازی بازیگران مطرح و مشهور داخلی می‌بینیم، وقتی میگیم خسرو شکیبایی یه "تعریف تصویری" توی ذهنمان نقش می‌بنده- بله حامداد بهداد شاید این گونه تکراریه یعنی الان دیگه واسه خودش "تعریف تصویری" داره، توی ذهن‌ها نقش بسته و مهم اینه یک شهرستانی داره رو دست پایتختی‌ها بلند میشه خوب بعضی‌ها خوش ندارن این قضیه رو! اینم جستجو گوگل در یک سال گذشته - این اعداد دروغ نمی‌گویند- نام‌ها داخل "": محمدرضا گلزار=2,010,000=تهرانی حامد بهداد=1,580,000=خراسانی مصطفی زمانی=1,370,000=مازندرانی حامد کمیلی=1,270,000=اصفهانی شهاب حسینی=1,240,000=تهرانی

    خوشم به خوشیتان! (۱۹ بهمن ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۲۷)
  • خوب شاید این منتقد عزیز راست میگه.حامد عزیز که من بیشتر از همه بازیگرها دوسش دارم تو این فیلم یکم خراب کرده.النته اون سکانس آخر که رادان میبینتش با دختره(اسمشو نمی دونم خوب) مثل همیشه مهشره ولی در کل من از بازیگر مورد علاقم خیلی بیشتر انتظار دارم.

    payam (۱۲ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۲۱:۰۹)
  • خوب شاید این منتقد عزیز راست میگه.حامد عزیز که من بیشتر از همه بازیگرها دوسش دارم تو این فیلم یکم خراب کرده.النته اون سکانس آخر که رادان میبینتش با دختره(اسمشو نمی دونم خوب) مثل همیشه مهشره ولی در کل من از بازیگر مورد علاقم خیلی بیشتر انتظار دارم.

    payam (۱۲ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۲۱:۱۰)
نظر شما:
نام:* ايميل:* وب‌سايت:
*وارد کردن نام و ايميل برای فرستادن نظر لازم است
لطفاً مختصر و درباره‌ی موضوع بنويسيد. نظرات پس از تاييد مدير سايت منتشر می‌شوند.