۲۵ بهمن ۱۳۸۶

از سینمای کانونی تا «کتونی سفید»

نفرین زمین

علی نعیمی

باران کوثری در نمایی از فیلم

«کتونی سفید» اولین خاطره‌ای که به یاد می‌آورد فیلم‌های کلاسیک دورانی‌ست که با نام «فیلم‌های کانونی» ماندگار شده. روزگار سختی کشیدن‌های قهرمان قصه برای رسیدن به آرمان‌هایش. حال این آرمان‌ها گاهی می‌تواند در حد یک آرزوی بچه‌گانه و خریدن یک ماهی باشد، گاهی هم می‌تواند گرفتن شفای مریضی از خدا با نذر کوبیدن بر طبل‌های جنوبی. نمونه‌های موفق و خوب این سینما هم شاید کارهای امیر نادری، جعفر پناهی یا کیومرث پوراحمد باشد؛ آثاری چون «دونده»، «بادکنک سفید» یا «به خاطر هانیه».

این‌که محمد ابراهیم معیری تلاش کرده تا فیلمی قابل قبول بسازد و وارث فیلمسازان قدیمی باشد کاملا مشهود است. حضور یک معلم ورزش در شهری جنوبی (که انتخاب این لوکیشن هم شاید بر اساس حس طبیعی جغرافیای گرم جنوب ایران و گواهی آن بر تلاش و سختی کشیدن است) و تلاش برای درست کردن مدرسه‌ای که از ریشه، ورزش در آن نهادینه نشده؛ دادن امکانات اولیه‌ی ورزشی توسط خود معلم و شعارهایی در مدح «عقل سالم در بدن سالم» و بیش از حد فعال بودن امیری در زندگی شخصی‌اش و سرک کشیدن هایش به عنوان راهنما و منجی بچه‌های مدرسه، تا پیدا کردن کار برای آنها و کمک به دانش‌آموز فلجی که نمی‌تواند ورزش کند و تشویق به ادامه‌ی ورزش که همگی مقدمه‌هایی‌ست برای محبوب شدن امیری نزد مردمان شهر؛ این‌ها همگی با حضور یک‌باره‌ی موضوع قاچاق اجناس خارجی به کشور و گیر افتادن امیری در باند قاچاق و فرارکردن به سبک فیلم‌های اکشن دهه‌ی شصت با موضوع قاچاق مواد مخدر - مثل «تاراج»- با موتورهای سوزوکی و کتونی سفید و شلوارهای پاگون‌دار؛ ایده‌ها و موضوعات دستمالی‌شده‌ای‌ست که پیش‌تر از آن در فیلم‌های دو دهه‌ی گذشته استفاده شده و تکرار آنها برای پیشبرد خط اصلی قصه که عشق میان زیور باران کوثری و امیری است کمی عوام‌فریبانه و ساده‌انگارانه است. با این‌که منطقا مخاطب منتظر یک ابراز عشق خوب میان دو قهرمان قصه است و از قضا فراموشی پیداکردن امیری باید با عشق و حضور دوباره‌ی زیور درمان پیدا کند اما عملا فیلمساز از این پتانسیل دست کشیده و چون می‌خواسته با عشقی فراتر از آن‌چه ذکر شد، یعنی ورزش و روحیه‌ی قهرمانی، قهرمانش را به صحنه بازگرداند، با وجود عدم پرداخت مناسب برای جلوه‌گری این مقوله مخاطب با فیلمی سر و کله می‌زند که بیست سال قبل‌تر بهتر و منسجم‌تر از این‌ش ساخته شده.

«کتونی سفید» ایده‌ای دارد که اگر فیلمساز کمی زودتر به فکر ساختن‌ش می‌افتاد، شاید هم می‌توانست در جشنواره‌های داخلی و خارجی موفقیتی کسب کند و هم مسیر فیلمسازی‌اش را، که با استارت اولیه‌ی یک تهیه‌کننده‌ی خوش‌ذوق و حرفه‌ای زده، ادامه دهد اما بعد از ساختن این فیلم با اندک توجهات به پتانسیل‌های داخلی فیلم و هدر دادن موقعیت‌های دراماتیک قصه، عملا فیلمسازی ابراهیم معیری بستگی به اما و اگرها دارد؛ که بتواند با موقعیت‌سنجی مناسب از این گود موفق بیرون آید. اصولا دیدن فیلمی همچون کتونی سفید به شخصه، نگارنده را یاد رمان‌هایی هم‌چون «مدیر مدرسه» یا «نفرین زمین» جلال آل‌احمد می‌اندازد که منطق اصلی داستان در این رمان‌ها بهتر و منسجم‌تر از موضوع این فیلم است، اما به‌هرحال بازی قابل قبول حسین یاری و حضور چنددقیقه‌ای باران کوثری می‌تواند دید مخاطب عام را بر عیب‌های عمیق‌تر فیلم ببندد و اثر را تنها یک فیلم تلویزیونی سرگرم کننده بپندارد. اگر این هم باشد خودش برای معیری غنیمتی‌ست.

نظرات کاربران (۱)

شما هم نظر دهيد comment
  • علی جون سلام. خوبی رفیق؟ نقد خیلی خوبی بود. دقیقا به نکات خوبی اشاره کرده بودی. موفق باشی. منتظر خواندن نقدها و یادداشت های جدیدت هستم.

    امیررضا نوری پرتو (۷ اسفند ۱۳۸۶، ساعت ۱۰:۵۲)
نظر شما:
نام:* ايميل:* وب‌سايت:
*وارد کردن نام و ايميل برای فرستادن نظر لازم است
لطفاً مختصر و درباره‌ی موضوع بنويسيد. نظرات پس از تاييد مدير سايت منتشر می‌شوند.