۲۸ بهمن ۱۳۸۶

سبکی تحمل‌ناپذیر هستی

الهام طهماسبی

ساده‌اش می‌شود این‌که فیلم برشی از زندگی زن ایرانی‌ست؛ زنی که اغلب ما او را به خوبی می‌شناسیم. او به همراه مردی از طبقه و فرهنگ خود زندگی‌اش را شروع کرده و در پشت‌صحنه‌ی این زندگی، مثل موتور محرک ماشین را روشن نگاه داشته اما هنگام حرکت، کنج آشپزخانه مانده و با حسرت به آدم‌های اطرافش نگاه می‌کند؛ که می‌آیند و می‌روند و او را جا می‌گذارند. زن با وسواس غذاهای مختلف می‌پزد؛ آشپزی مفصلی که انگار تمامی ندارد و آن‌قدر طولانی و دقیق نمایش داده می‌شود که انگار زمان واقعی و زمان فیلم یکی شده است. فیلم با ریتمی کند و لاک‌پشت‌وار، خمودگی و افسردگی زنی را نشان می‌دهد که تلاش می‌کند خودش را با وسواس در تربیت و غذادادن به بچه‌ها و رسیدن به خانه آرام کند و حتی برای گریز از این باتلاق و پرکردن این خلا، به کلاس شعر می رود؛ هرچند گنجاندن سکانس کوتاه کلاس شعر، آن‌قدر نامتعارف و ناکارآمد است که حذفش لطمه‌ای هم به فیلم نمی‌زند.

فیلمنامه‌ی «به همین سادگی» ایده‌ی خوبی دارد اما این ایده در حد بازنمایی ساده‌ی تکه‌ای یک‌نواخت و دل‌مرده از زندگی یک زن ایرانی مانده است. چیزی که برای دیدن آن نیاز چندانی به سینمارفتن نیست و اگر سر بچرخانیم، نمونه‌های آن فراوان‌ند. فیلم‌ساز به شخصیت زن نزدیک نمی‌شود، از خلوت او و افکارش تنها واکنش‌های سرد و بی‌تفاوتی را می‌بینیم که با اندک میمیک‌های گذرا، خوشحالی و ناراحتی را نشان می دهد و تنها در سکانسی که او به مناسبت سالگرد ازدواج‌شان آرایش می‌کند است که رنگ کم‌رنگی از زنانگی ورای آشپزی و بچه‌داری در او دیده می‌شود؛ که البته این را هم پس از مدت کوتاهی، شرمگین و افسرده پاک می‌کند. تصمیم پایانی زن به ماندن و ادامه‌ی این زندگی فرسایشی تنها کامل‌کننده‌ی این کلکسیون روزمره‌گی و یک‌نواختی است.

نظرات کاربران (۹)

شما هم نظر دهيد comment
  • ساده ای زیباست ،واقعا به همین سادگی بود و به همین سادگی جایزه هم برد

    ئالا (۱۱ فروردين ۱۳۸۷، ساعت ۲۱:۵۶)
  • وقتی که تو جشنواره این فیلم رو دیدم (والبته به نظرم بسیار زیبا آمد).بعد از تموم شدن فیلم بیرون سالن منتظر موندم ببینم مردم برگه نظر سنجیشونو تو چه صندوقی میندازن(خوب/متوسط/ضعیف)جالب بود که دخترا و زنای جوون همه تو صندوق ضعیف میانداختند و زنهای یه مقدار پا به سن گذاشته تو صندوق خوب.. الان هم فکرکنم که نویسنده این مطلب جزو دسته اول باشه! هرچند ایشون فرق نوشتن نقد فیلم و خلاصه فیلم نمیدونن(این جور که میاد!) این که سر بچرخانیم میتونیم نمونه های فراوان ببینیم که نشد حرف!مگه کیارستمی(بلا تشبیه) چی کار میکنه؟مگه برگمان و کیشلوفسکی چیکار میکردن؟ چیزایی رو از زندگی نشون میدادن که حتی نمیخواد برای دیدنشون سرتو بچرخونی!!!

    حسین (۱۵ فروردين ۱۳۸۷، ساعت ۰۳:۴۷)
  • اگر معرفت داشتی یک ذره منطقی به فیلم نگاه میکردی

    salman (۳ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۱۸:۰۳)
  • این انقدر ساده است که هیچ جذابیتی برای نسل جوان ندار

    sahab (۱۱ مرداد ۱۳۸۷، ساعت ۰۵:۰۹)
  • یه کارگردان یه فیلم نامه نویس یه فیلم ساز همشون دنبال همینن. همین که ما یاد بگیریم سرمونو بچرخونیم و خودمون همه رو ببینیم. شاید شما قبل از دیدن این فیلم هم همینطور می تونستی به زندگی یه زن ایرانی فکر کنی که چقدر می تونه تو خودش باشه اما شاید خیلیا با دیدن این فیلم... اگه غیر از اینه بگین :)

    آرزو (۳ دی ۱۳۸۸، ساعت ۲۰:۴۹)
  • فکر می کنم این اتفاق فقط برای بعضی از فیلم های خاص می افته که بینندگانش یا کاملاً موافق باشن یا کاملاً مخالف و "به همین سادگی" جزو این دسته فیلمهاست.من هم در سینما شاهد واکنشهای ناشی از بی حوصلگی عده ای که اغلب جوان بودند(البته بیشتر سینماروها جوان هستند) بودم ولی این چیزی از ارزش فیلم کم نمی کند. من به عنوان یک زن درعین حال که حساسی آکنده از درک متقابل با نقش اول فیلم داشتم ممنون آقایان سازنده فیلم هم هستم که چطور توانسته اند اینطور عمیق به درون یک زن راه پیدا کنند واینطور ظریف و اثرگذار آن را نشان بدهند. از ته دل امیدوارم باز هم چنین فیلمهایی در سینمای ما ساخته بشود برای آقای میرکریمی وخانم قاضیانی آرزوی سلامتی وموفقیت دارم

    ژیلا (۷ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۰۹)
  • albate shayad koochiktar az ooni bashab ke bekham nazar bedam ama be nazare man in sakht taran noe filmsazi bood ke aghaye mirkarimi ba behtarin nahv oono be ejra resoon va khanome ghaziani shayad behtarin fard baraye ejraye oon bood yek zendegie sade va havashie mamooli ke baraye shoma khaste konande va kond bood vali az nazare man shah kar bood

    omid (۲۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۱۴)
  • خشحالم که حد اقل تداده هر چند کمی از دوستان هستند که به این فیلم لطف دارند من مقیمه کرجم باور کنین وقتی تو سینما زمانه اتمامه فیلم به سندلیه سینما میخ کوب شده بودم یهو نگام به اطراف که افتاد دیدم مردمی که اومدن سینما نه تنها از فیلم رازی نبودن همه با فوهشو دری وری الامه نارزایتی میکردن که وقته با ارزششونو بیخودی از دست دادن. بعد همون ادمهایه هنردوست بعد از 3 بار دیدنه فیلمه اخراجیایه 2 تا 10 دقیقه تشویق نکن از سینما بیرون نمیرن. حالا واقعا ملاکه سنجشه منتقده عزیزه ما چیه ؟ کمیت ؟! در اخر میخام از اقایه میر کریمی و خانم قاضیانی و هنرمندانی از این قبیل صمیمانه تشکر کنم. به امیده سینمایی سالم...

    علی (۲۳ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۲۳:۴۵)
  • ozr mikham pas chera matalebo nemizarin ?

    ALI (۲۷ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۴۲)
نظر شما:
نام:* ايميل:* وب‌سايت:
*وارد کردن نام و ايميل برای فرستادن نظر لازم است
لطفاً مختصر و درباره‌ی موضوع بنويسيد. نظرات پس از تاييد مدير سايت منتشر می‌شوند.